ترویج فرهنگ نماز در نسل جوان: از تکلیف شرعی تا تعالی انسانی
به گزارش روابط عمومی دانشگاه علوم اسلامی رضوی، سینا یوسفیان، کارشناس علوم اجتماعی دانشگاه رضوی در سرویس آنلاین روزنامه قدس از ارائه الگوی نظاممند برای تحول فرهنگی با محوریت نهادهای آموزشی، خانواده و مساجد سخن گفته و ترویج فرهنگ نماز در نسل جوان را مورد بررسی قرار داده است.
متن این یادداشت از قرار زیر است.
ترویج معارف عبادی در میان نسل جوان، از دغدغههای مهم نظام فرهنگی است.یادداشت زیر ضمن ارائه الگویی نظاممند؛نقش نهادهای آموزشی،خانواده و مساجد را در ارتقای گفتمان نماز از سطح تکلیف به عامل تعالیبخش بررسی میکند. با ما همراه باشید:
ترویج معارف و فرهنگ ناب عبادی در میان نسل جوان، بی تردید به عنوان یکی از کلیدیترین دغدغههای نظام فرهنگی در جامعه اسلامی مطرح میباشد.در این راستا، شناسایی سازوکارهای مؤثر و ارائه الگویی نظاممند، ضرورتی انکارناپذیر است. بر پایه بررسیهای میدانی و مشاهدات عینی، میتوان پنج رکن اساسی را به عنوان پایههای اصلی این تحول فرهنگی معرفی نمود.
نخست، نهاد آموزش و پرورش است که نقش محوری در ساماندهی تربیت دینی نسل جوان ایفا مینماید. این نهاد با بهرهگیری از ظرفیتهای آموزشی و پرورشی، میبایست با طراحی برنامههای درسی هدفمند و ایجاد هماهنگی بینبخشی، گفتمان نماز را در متن فرآیندهای آموزشی نهادینه و تثبیت کند. تحقق این امر مستلزم بازنگری در محتوای آموزشی و به کارگیری روشهای نوین تدریس میباشد.
دوم، مدارس به عنوان بازوی اجرایی آموزش و پرورش، میبایست با ایجاد شناخت عمیق و معرفتزایی، نماز را از سطح تکلیف شرعی به عامل تعالیبخش انسان ارتقا دهند. این مهم از طریق طراحی فعالیتهای مشارکتی، اعطای مسئولیت به دانشآموزان و ایجاد فضای معنوی محقق خواهد شد.
سوم، مساجد به عنوان کانونهای فرهنگی و اجتماعی محلات، نیازمند بازتعریف کارکردی میباشند. تبدیل این اماکن مقدس از فضاهای منفعل به پایگاههای فعال اجتماعی، از طریق برگزاری باشکوه نمازهای جماعت، طراحی برنامههای فرهنگی جذاب و ایجاد فضای گفتوگوی بیننسلی میسر میگردد.
چهارم، نهاد خانواده به عنوان اصلیترین رکن اجتماعیسازی، مسئولیت انتقال ارزشهای دینی را بر عهده دارد. این نهاد میبایست با به کارگیری الگوی اسلامی-ایرانی تربیت و با رویکردی همهجانبه، مفاهیم ناب عبادی را در متن زندگی روزمره نسل جوان نهادینه نماید.
پنجم، جامعه نخبگانی و علمی کشور با ارائه روایتهای نوین از مفاهیم دینی، میتوانند گفتمان نماز را به دغدغهای فکری و علمی در میان نسل جوان تبدیل نمایند.
در حوزه راهکارهای عملیاتی، میتوان به موارد ذیل اشاره نمود:
· به کارگیری هوشمندانه ظرفیتهای فضای مجازی برای تولید محتوای مؤثر
· طراحی محیطهای یادگیری تعاملی و مشارکتی در مساجد
· استقرار نظام مدیریت مشارکتی با محوریت جوانان
· بهرهگیری از هنر روایتگری در انتقال مفاهیم دینی
· طراحی نظام شناسایی و پرورش استعدادهای دینی
تحقق این الگو مستلزم عزم جدی،پرهیز از رویکردهای جزیرهای و ایجاد هماهنگی بیننهادی است. همچنین به کارگیری روشهای نوین و پرهیز از کلیشههای تکراری، از دیگر الزامات اساسی این تحول فرهنگی به شمار میرود.
ترویج معارف اهل بیت،مأموریت دانشجوی مسلمان
دغدغهمندی و اهتمام نسبت به مسائل جامعه، از شاخصهای مهم یک جریان دانشجویی پویا است. یکی از این رسالتها، معرفی معارف ناب اهلبیت علیهمالسلام به آحاد جامعه است که دانشگاه، دانشجو و بهویژه جریانها و تشکلهای دانشجویی میبایست برای تحقق آن در سطوح مختلف تلاش کنند. در سطح داخلی، الگوسازی عملی به معنای تخلّق به اخلاق اهلبیت علیهمالسلام در ساحتهای فردی و اجتماعی، میتواند جریانهای دانشجویی را پیش از هر چیز به مبلغان عملی معارف اهلبیت علیهمالسلام تبدیل کند. در سطح بینالمللی، نهضت ترجمه با تسلط بر زبانهای خارجی و بهرهگیری از ظرفیت مطلوب رسانههای موجود، در کنار ایجاد یک گفتمان بینمدنی از طریق تعامل با دانشجویان سایر کشورها ـ البته با زبان علم و عقلانیت ـ میتواند فرصت مناسبی برای ایجاد شناختی صحیح از معارف اهلبیت علیهمالسلام فراهم آورد. معرفی چهره عدالتطلب حضرات معصومین، با تکیه و تأکید بر سیره اجتماعی آنان و تعریف این سیره بهعنوان راه نجات و رهایی از مشکلات، میتواند نقش بسزایی در تحقق این هدف ایفا کند. یکی از مصادیق معارف حضرات معصومین،نامه امیرالمؤمنین علیهالسلام به مالک اشتر است که بهعنوان منشوری جاودان در حوزه حکمرانی عدالتمحور و انسانمدار شناخته میشود.
جریانهای دانشجویی در جایگاه قشر فرهیخته جامعه،میبایست برای فهم و بهکارگیری مبانی عمیق این نامه تلاش جدی داشته باشند.
اولاً ترجمه و بازخوانی مفاهیم این نامه در قالب گفتمانهای امروزی و ایجاد یک پل ارتباطی بین نص تاریخی و مسائل جامعه.مسائلی نظیر فساد، عدالت،حقوق شهروندی و مردمسالاری دینی،
ثانیاً ایجاد یک گفتمان علمی و فهم و بررسی ابعاد این نامه در کرسیهای آزاداندیشی، نشریات و پژوهشهای علمی،
و ثالثاً تربیت و پرورش مدیران آینده، بهعنوان نسلی که عدالت و اخلاق را از اصول مهم مدیریت و عضو لاینفک آن تعریف میکند.
امید است جریانهای دانشجویی با فهم درست این مفاهیم و با بهکاربستن آن در جامعه، این متن را از متن تاریخ به متن زندگی و مدل حکمرانی ما بدل کنند.
کلام آخر
در خاتمه باید تأکید نمود که تلفیق ظرفیت نهادهای رسمی و غیررسمی در چارچوب الگویی نظاممند و علمی، میتواند تحولی شگرف در عرصه ترویج فرهنگ نماز و معارف اهل بیت ایجاد نموده و افقهای جدیدی در مسیر تعالی فرهنگی جامعه بگشاید.