اقتصاد مقاومتی، پیوند گفتمان قرآنی و تابآوری ملی و نقشه عملیاتی کارآفرینی اسلامی
به گزارش روابط عمومی دانشگاه علوم اسلامی رضوی، دکتر مرتضی مرتضوی کاخکی، عضو هئیت علمی گروه اقتصاد دانشگاه رضوی در گفت و گویی با قدس از سیاست اقتصاد مقاومتی سخن گفت که متن این مصاحبه در ادامه ارائه می شود:
سیاستهای اقتصاد مقاومتی، بهعنوان الگویی برآمده از اصول اسلامی و شرایط ویژه ایران، نقش حیاتی در کاهش آسیبهای تحریم و ایجاد ثبات در زندگی مردم ایفا میکند.
روز اقتصاد مقاومتی و کارآفرینی نه تنها یادآور ضرورت تقویت بنیانهای اقتصادی در برابر تهدیدات خارجی است، بلکه فرصتی است برای بازخوانی پیوند ناگسستنی این الگو با اصول مکتبی اسلام. در شرایطی که تحریمهای ظالمانه، اقتصاد کشور را در محاصره قرار داده، پرسش کلیدی این است که چگونه میتوان اقتصاد مقاومتی را به مثابه «جلوه کاربردی اقتصاد اسلامی» در مسیر کاهش آسیبهای معیشتی و تقویت تولید داخلی به کار بست؟
دکتر مرتضی مرتضوی کاخکی، پژوهشگر اقتصاد اسلامی و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم اسلامی رضوی از منظر دینی-علمی، نسبت این دو گفتمان را واکاوی می کند او در این گفتوگو تأکید میکند «اقتصاد مقاومتی، ترجمه عملیاتی احکام اسلامی در حوزه اقتصاد است؛ نسخهای که با تکیه بر عدالت، خوداتکایی و خرد جمعی، فشار تحریمها را به فرصتی برای جهش تولید تبدیل میکند». گفتوگویی که پیش رو دارید، تنها تحلیل نیست؛ نقشهای است برای عبور از بحران، با قطبنمای قرآن و قدمهای انقلابی.

اقتصاد مقاومتی؛ تجلی مکتبی اقتصاد اسلامی
دکتر مرتضوی کاخکی در ابتدا در پاسخ به این پرسش که چگونه میتوان اصول اقتصاد مقاومتی را با دیگر مفاهیم اقتصاد اسلامی پیوند داد و در شرایط فعلی اقتصادی از آنها استفاده کرد، با حوصله پاسخ میدهد: این پرسش شما در نگاه اول ممکن است این دو را دو جریان مستقل و جدا فرض کند اما درواقع اقتصاد مقاومتی را میتوان جلوهای کاربردی و راهبردی از اقتصاد اسلامی دانست که متناسب با بستر فرهنگی، انقلابی و شرایط ویژه ایران طراحی شده است. برای درک این پیوند، نخست باید ماهیت هر دو مفهوم را واکاوی کرد. اقتصاد مقاومتی، الگویی است که در بهمن ۱۳۹۲ با تأکید رهبر معظم انقلاب بهعنوان نقشهای عملیاتی برای عبور از چالشهای اقتصادیِ ناشی از تحریمها، دشمنیهای خارجی و ضعفهای داخلی ابلاغ شد. همانگونه که در مقدمه این سیاستها اشاره شده است، این الگو ریشه در فرهنگ اسلامی، هویت انقلابی و ظرفیتهای بومی ایران دارد. بنابراین، اقتصاد مقاومتی نه تنها با اقتصاد اسلامی در تضاد نیست، بلکه تجلی عینی اصول مکتبی اسلام در عرصه اقتصاد است؛ راهبردی که میکوشد با تکیه بر عدالت، خوداتکایی، تقویت تولید داخلی و بهرهوری، کشور را در شرایط بحرانی به سمت پیشرفت سوق دهد.
وی ادامه میدهد: از سوی دیگر، اقتصاد اسلامی بهعنوان یک مکتب جامع، هم شامل اصول ثابت مبتنی بر قرآن و سنت بوده و هم در سطح عملیاتی، نیازمند طراحی الگوهای متناسب با شرایط هر جامعه است. اقتصاد مقاومتی در این چارچوب، نسخه بومی و راهبردی اقتصاد اسلامی برای ایران امروز است. نکته کلیدی اینجاست که اقتصاد مقاومتی، اقتصاد اسلامیِ عملگرا در شرایط ویژه است. اگر کشوری دیگر با تهدیدات متفاوت روبهرو باشد، اقتصاد اسلامی در قالب راهبردهای دیگری متبلور میشود. اما در ایران، تمرکز بر مقاومت بهمعنای خنثیسازی تهدیدات خارجی، بهرهگیری از فرصتهای داخلی و تبدیل فشارها به فرصتهاست. اقتصاد مقاومتی را نمیتوان شاخهای جدا از اقتصاد اسلامی دانست، بلکه باید آن را قرائتی زمانمند و مکانمند از این مکتب تلقی کرد که با هوشمندی، ظرفیتهای دینی و ملی را برای عبور از بحرانها به کار میگیرد. بنابراین، پیوند این دو نه با تطبیق تحمیلی که با تفهیم عمیق از روح اقتصاد اسلامی و شرایط کنونی ممکن میشود.
اقتصاد مقاومتی؛ راهبرد اسلامی برای کاهش آسیبهای تحریم
اما سؤال اینجاست در شرایط تحریمهای شدید و فشارهای اقتصادی، اقتصاد مقاومتی چه نقشی در کاهش آسیبهای اقتصادی به مردم و ایجاد ثبات در زندگی ایفا میکند؟
این پژوهشگر اقتصاد اسلامی تشریح میکند: سیاستهای اقتصاد مقاومتی، بهعنوان الگویی برآمده از اصول اسلامی و شرایط ویژه ایران، نقش حیاتی در کاهش آسیبهای تحریم و ایجاد ثبات در زندگی مردم ایفا میکند. این الگو با تحلیل واقعبینانه نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهدیدهای اقتصاد ایران (براساس مدلهای راهبردی مانند SWOT) و با نگاهی جامع به ابعاد سیاسی، فرهنگی و اجتماعی، مسیری عملیاتی برای عبور از بحرانها ترسیم کرده است. در سالهای اخیر، تحریمهای ظالمانه بهدلیل ایستادگی جمهوری اسلامی بر ارزشهای استقلال و آزادی و قوام جمهوی اسلامی، فشار مضاعفی بر اقتصاد وارد کرده است. اقتصاد مقاومتی با شناسایی همین چالشها، راهکارهایی مانند تقویت دیپلماسی اقتصادی و گسترش همکاریهای منطقهای و بینالمللی را پیشنهاد داده است. برای نمونه، عضویت ایران در سازمانهایی مانند بریکس و شانگهای، تقویت و انعقاد پیمانهای تجاری با کشورهای همسایه (مانند عراق، ترکیه و تاجیکستان) و استفاده از ظرفیت کشورهایی مانند افغانستان برای افزایش صادرات، از جمله اقداماتی است که فشار تحریمها را کاهش داده و مسیرهای جدیدی برای تأمین منابع مالی باز کرده است. در دولتهای اخیر، بهویژه در دوره شهید رئیسی، پیگیری این سیاستها با جدیت بیشتری همراه بود و نتایجی مانند توسعه بازارهای منطقهای در شرایط تحریم را به دنبال داشت.
دکتر مرتضوی در ادامه بیان میکند: با این حال، ضعف در اجرای برخی سیاستهای کلیدی اقتصاد مقاومتی، آسیبپذیری جامعه را افزایش داده است. برای مثال، عدم اصلاح الگوی مصرف و ترویج ناکافی کالاهای داخلی، سبب تشدید وابستگی به واردات در بخشهایی مانند کشاورزی شده است.
با این حال در برخی موارد ضعفهایی هم داشتهایم. بهطور نمونه در مدیریت مصرف با تکیه بر اجرای سیاستهای کلی اصلاح الگوی مصرف، ترویج مصرف کالاهای داخلی یا در مورد اصلاح و تقویت همهجانبه نظام مالی کشور با هدف پاسخگویی به نیازهای ملی و ایجاد ثبات در اقتصاد و پیشگامی در تقویت اقتصاد متأسفانه عملکرد خوبی نداشتیم و این روزها هم آثار آن را شاهد هستیم که سوداگری اقتصاد بر بخش مولد اقتصاد غلبه کرده است. بحران واردات سیبزمینی در حالی که ایران پیشتر در تولید این محصول خودکفا بود، نمونهای از این ناکامی است. از سوی دیگر، ضعف ساختاری در نظام مالی کشور و ناتوانی در مهار سوداگری(مانند نوسانهای بازار ارز و طلا)، موجب غلبه بخش غیرمولد بر اقتصاد شده و ثبات معیشتی مردم را تحت تأثیر قرار داده است. در مجموع میتوان گفت در سیاستهای اقتصاد مقاومتی توجه ویژهای به مسئله کاهش آسیب شده و متأسفانه به واسطه عمل نکردن به آنها فشارهایی را در جامعه احساس میکنیم و ثبات نیز تقلیل پیدا کرده است.
اقتصاد مقاومتی؛ موتور محرک اشتغال و تولید داخلی
اقتصاد مقاومتی در اشتغال و رونق تولید داخلی چه فرصتهایی را برای حل مشکلات اقتصادی مردم ایجاد میکند و چگونه میتوانیم فرصتها را در شرایط فعلی به واقعیت تبدیل کنیم؟
عضو هیئت علمی دانشگاه علوم اسلامی رضوی در پاسخ به این پرسش نیز میگوید: اقتصاد مقاومتی با تمرکز بر تسهیل فرایند تولید و حذف موانع بروکراسی، فرصتهای بیشماری برای اشتغال، رونق تولید داخلی و کاهش وابستگی به واردات ایجاد میکند. سیاستهای کلیدی این الگو مانند تأمین منابع مالی، سرمایههای انسانی و علمی و حداکثرسازی مشارکت جامعه در فعالیتهای اقتصادی، بهطورمستقیم بر حل مشکلات معیشتی مردم متمرکزند. برای نمونه، قانون تسهیل صدور مجوزهای کسبوکار و ایجاد مراکز ویژه در وزارت اقتصاد، گام عملی برای رفع دیوانسالاری معیوب است. این اقدامات به افراد توانمند اجازه میدهد بدون انتظار کشیدن برای مجوزهای طولانی، کسبوکارهای کوچک و متوسط را راهاندازی کنند و به چرخه تولید و اشتغال وارد شوند. با این حال، تعارض منافع نهادهای دولتی و مقاومت برخی سازمانها در صدور مجوزها، همچنان به عنوان هسته سخت چالشها باقی مانده است. حل این مشکل نیازمند شناسایی دقیق موانع و اصلاح قوانین با تکیه بر هیئتهای اجرایی ویژه است. از سوی دیگر، اقتصاد مقاومتی با تأکید بر تولید نهادهها و کالاهای اساسی، ظرفیتهای بیبدیل ایران در حوزه کشاورزی و منابع انسانی را هدف گرفته است. ایران کشوری چهار فصل با دسترسی به منابع انسانی فراوان و مجرب در زمینه کشاورزی است اما از این ظرفیت استفاده نشده است. برای نمونه، استان سیستان و بلوچستان که روزی انبار غله ایران بود، امروز با وجود نیروی کار مجرب و زمینهای پهناور، میتواند به قطب تولید دانههای روغنی، علوفه و محصولات راهبردی تبدیل شود و نیاز به واردات را از بین ببرد.
دکتر مرتضوی در پایان به راهکاری اشاره و تصریح میکند: تحقق این اهداف، مستلزم بهرهگیری از اقتصاد دانشبنیان است؛ الگوهایی مانند کشت محصولات کمآببر با بهرهوری بالا یا استفاده از فناوریهای نوین در صنایع تبدیلی، میتواند عملکرد بخش کشاورزی را متحول کند. ظرفیت، فکر و ایده برای حل مشکلات اقتصادی وجود دارد و با عمل به آنها خواهیم توانست از بحران عبور کنیم.